زندگینامه رسول ترک (قسمت سوم)

بعضی از آنها جواب داده بوده اند: ما ترکی نمی فهمیم ولی از حالت هاي تو به خوبی متوجه می شویم که الان از چه داري می خوانی و ما از حالت هاي تو عمق مصیبت را احساس میکنیم!
آقاي حاج ناصر کدخدایی یکی از فرش فروش هاي قدیمی بازار تهران می گفت:
من نه ترك هستم و نه با حاج رسول رفاقتی داشته ام بنابراین نمی توانم نسبت به او تعصبی داشته باشم. اما واقعا می گویم که در آن زمان در روزهاي تاسوعا و عاشورا بسیاري از افراد فقط براي تماشاي دسته ي رسول ترك به بازار می آمدند. او هر زمزمه و حرفی را که میزد چون از درون دلش بود همه را به گریه می انداخت. او یک حالت هایی داشت که به خوبی معلوم بود اگر صداي یاري امام حسین (علیه السلام) را می شنوید فوري براي یاري به پا می خاست.
آقاي حاج سید اسماعیل زري باف که او نیز فارسی زبان و یکی از سرشناس هاي بازار تهران می باشد می گفت:
حاج رسول یک آدمی بود که گاهی با یک حرف هاي عادي مردم را به شدت به گریه می انداخت و بسیاري از مردم در روزهاي محرم گاهی تا ساعت سه، چهار بعداز ظهر در بازار به انتظار می ایستادند و صبر می کردند تا دسته ي رسول ترك از راه برسد و عزاداری هاي او را تماشا کنند.
رسول ترك آنچنان در عشق و محبت و ارادت به مولایش آقا اباعبداالله الحسین (علیه السلام) ذوب شده بود که گاهی در جلسه هاي روضه به خصوص در روزهاي تاسوعا و عاشورا به اندازه اي منقلب و بیتاب می شده که همچون مادرهاي جوان مرده همانند دیوانه ها می شده است. به همین دلیل او در میان بسیاري از دوستان و ارادتمندانش به خصوص در بین بسیاري از آذربایجانی ها به حاج رسول دیوانه نیز معروف می باشد.
می گویند حاج رسول دادخواه خیابانی تبریزي معروف به رسول ترك در بسیاري از مواقعی که از خود بی خود می شده و گاهی نیز قبل از اینکه شروع به خواندن نوحه يا روضه اي بنمايد باصدايي بسيار جانسوز و با همان لهجه ي زیباي ترکی اش این یک بیت را میخوانده است:
گویند خلایق که به دیوانه قلم نیست
من گشتم و دیوانه توکلت علی االله

ادامه دارد ان شاءالله…

درباره ی

مطلب پیشنهادی

‏‎ماجراي توبه رسول ترک

‎ماجراي توبه رسول ترک باز هم ماه محرم از راه رسيده بود و تمام محله …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *