زندگینامه رسول ترک (قسمت دوم)

اي پسر شبیب، هرگاه براي حسین (علیه السلام) به گریه افتادي بدان که به محض اینکه اشک هاي تو بر گونه هایت سرازیر شود همه ي گناهانت چه کوچک و چه بزرگ و چه کم و چه زیاد همه را خداوند ببخشاید و بیامرزد.
اي پسر شبیب، اگر دوست داري و می خواهی که ثوابی را که شهیدان و کشته شده هاي راه حسین (علیه السلام) برده اند تو نیز داشته باشی پس هرگاه و هر زمان که به یاد حسین (علیه السلام) افتادي بگو:
{يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ فَوْزا عَظِيماً}
اي کاش من هم با آنها بودم و به آن فوز عظیم رسیده بودم.
اي پسر شبیب، اگر دوست داري و می خواهی که با ما اهل بیت (علیه السلام) در مقامات و درجه هاي بالاي جنان باشی و سیر کنی پس به خاطر سرود و شادی هاي ما شاد و مسرور باش و همراه با اندوه و ناراحتی هاي ما محزون و ناراحت باش. و بر تو باد که در درستی و ولایت ما ثابت قدم و راسخ باشی زیرا که اگر کسی سنگی را نیز دوست داشته باشد همانا خداوند او را در روز قیامت با همان سنگ محشور خواهد کرد« (بحار الانوار جلد 44 صفحهي 285 و 286)
پس بنابراین ما فقط رسول ترکی را می شناسیم که پاك و طاهر شده بود و از عاشق هاي امام حسین (علیه السلام) بود و فقط به همین اندازه اشاره می شود که رسول ترك بعد از آنکه در سال هایی از عمرش اهل نافرمانی و غفلت از خداي خویش بوده است عاقبت همان طوري که در صفحه هاي قبل خواندید که در یکی از ماه هاي محرم آن واقعه و مرحمت و دعوت ولایتی و معنوي برایش پیش می آید و او را به شدت دگرگون می سازد. اما باید توجه داشت که این عنایت و لطفی را که آقا اباعبداالله الحسین (علیه السلام) به رسول ترك مبذول و مرحمت داشته است بی حساب و کتاب و بی دلیل و بهانه نیز نبوده است.

جناب آقاي حاج میر حسن قدس حسینی یکی از پیرمردهاي با سابقه ي هیئت مسجد شیخ عبدالحسین معروف به مسجد آذربایجانی هاي بازار تهران در حالی که اسم و یاد رسول ترك او را به شدت منقلب کرده بود و قطره هاي اشک به دور چشم هایش حلقه زده بود بعد از آنکه تندتند چند بار تکرار می کرد: السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا اباعبداالله… توضیح میداد و می گفت: این رسول در همان دوره و سال هایی که هنوز توبه نکرده بود و از معصیت و گناه اجتناب و پرهیز نداشت در آن سال ها نیز با خلوص نیت و فقط براي خاطر امام حسین (علیه السلام) در جلسات شرکت می کرد تا اینکه این نیت پاك و صدق و صفاي او سبب شد که او توبه نصوح و واقعی کند و عاقبت به خیر شود.
حاج میر حسن قدس در ادامه ي صحبت هایش در حالی که همچنان به شدت گریه می کرد می گفت:
من در طول عمر هم حاج رسول را دیده ام و هم بر عکسش فردي را نیز دیده ام که با آنکه از کودکی در هیئت ها بود ولی متأسفانه چون اخلاص و نیتی پاك نداشت خداوند او را به وضعیتی دچار کرد که خداوند به هیچکس نصیب نکند. پس اگر ما بخواهیم بیش از این هیچ نظري به گذشته و به دوره ي قبل از توبه ي رسول ترك نداشته باشیم باید در واقع روز تولد او را نیز از همان روزي به حساب بیاوریم که آقا امام حسین (علیه السلام) به بهانه ي آن خواب و رؤیاي ناظم و مسئول آتشی به جان رسول ترك می اندازد و او را به جرگه ي عاشق هایش وارد می سازد.
مژده بده مژده بده یار پسندید مرا سایه ي او گشتم و او برد به خورشید مرا
جان دل و دیده منم گریه ي خندیده منم
یار پسندیده منم یار پسندید مرا

رسول ترك بعد از توبه و بازگشت به صراط مستقیم یکی از گریه کنندگان و دلسوخته هایی می شود که بسیاري از پیرمرد هاي هیئت هاي قدیمی تهران چه از فارس ها و چه از ترک ها با قاطعیت می گویند که بعد از او هنوز نظیرش نیامده است. یکی از شدیدترین و چشمگیرترین جلوه هاي گریه هاي رسول ترك در روزهاي دهه ي اول محرم به خصوص در روزهاي تاسوعا و عاشورا بوده است. در روزهاي تاسوعا و عاشورا در میان دسته هاي هیئت هاي آذربایجانی ها که گاه به طول دو سه کیلومتر میرسید، رسول ترك با ناله ها و ضجه هاي جانسوزش در انتهاي آن دسته ها حرکت میکرد و غوغایی بر پا می کرد. می گویند: بسیاري از مردم گاه فقط به انتظار می ایستاده اند تا گریه ها و ناله هاي رسول را تماشا کنند. همه ي آن هایی که رسول را در آن روزهاي تاسوعا و عاشورا دیده اند می گویند: زمانی که رسول ترك، گریان و نالان از جلوي جمعیت عبور می کرد صداي ناله و گریه ي مرد و زن و پیر و جوان نیز به هوا برمی خاست.
می گویند یک بار زمانی که رسول ترك در حال خواندن نوحه اي ترکی بوده است عده اي از زنها و مردهاي فارسی زبان که در گوشه اي از بازار به تماشاي او ایستاده بوده اند به قدري منقلب و محزون می شوند که صداي گریه و ناله هاي آنها نیز در فضاي بازار میپیچد. در این هنگام رسول ترك روي به آنها می کند و از آنها می پرسد: مگر شماها متوجه ي معناي حرفهاي من می شوید؟

درباره ی

مطلب پیشنهادی

‏‎ماجراي توبه رسول ترک

‎ماجراي توبه رسول ترک باز هم ماه محرم از راه رسيده بود و تمام محله …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *